Andisheh Nou

شعری از ف. خاور: در سوگ مرگ کارگران معدن زغال سنگ زمستان یورت آزاد شهر

به گزارش گروه حوادث رکنا، یکی از معدنچیانی که هنگام حادثه انفجار معدن آزادشهر گلستان در صحنه حضور داشته در خصوص این حادثه به خبرنگار رکنا گفـت: زمانی که لوکوموتیو در تونل از کار افتاد مسوول آن طبق روال معمول با دستور مسئول شیفت باطری را به داخل معدن آورد و پس از اینکه باتری جرقه زد آن اتفاق افتاد.

وی افزود: معدنچیان بارها و بارها وجود حجم زیادی از گاز را به مسئولان بازگو کرده بودند اما آن ها جدی نمی گرفتند و در نهایت نیز این فاجعه رقم خورد.
وی افزود: در این حادثه من یک برادرم را از دست دادم و برادر دیگر و دامادمان نیز در معدن گرفتار شده اند و هیچ خبری از آن ها نیست.
وی در خصوص اینکه معدنچیان به همراه خود بی سیم نداشتند یا نه گفت: امکانات در اینجا بسیار ضعیف است و هیچ گونه وسیله ارتباطی در داخل معدن وجود ندارد.

در سوگ مرگ کارگران معدن زغال سنگ آزاد شهر

***

تو شهروند نیستی
تو کارگری
تو مزد می گیری که جان بدهی به جهانگیران

در عزایت عروسی ها میگیرند
بازارشان گرم می شود
می گویی نه
بارها دیده ای و باز هم ببین
در بر همان پاشنه خواهد گشت
مارها پوست می اندازند
به هزار خط و خال آراسته می شوند
که باز با آیه های آسمانی فریبت دهند
و تو در اعماق زمین “آزاد شهر”ها دفن خواهی شد

تو شهروند نیستی
تو از تبار دیگری
تو کارگری

***
ف.خاور
13 اردیبهشت 1396

بخش نظر بسته میباشد.

Comments are closed.